-->

تازه پدرشده‌ها بخوانند/ چالش‌های پدرانه را چطور مدیریت کنید؟

اغلب مردم تصور می کنند که تنها مادران در جریان فرزندپروری دچار سختی و چالش می شوند و پدرها راحت و آسوده هستند و جز مسائل مالی به چیز دیگری نمی پردازند، در حالیکه بچه دار شدن برای یک پدر هم تغییر مهم و اضطراب زایی است.

سلامت روان پدرها در جریان مسیر فرزندپروری، موضوعی است که خیلی نادیده گرفته می‌شود. در حالیکه پدر شدن برای یک مرد هم تغییر بسیار بزرگی است و سازگاری با شرایط و مسئولیت های جدید می تواند برایش اضطراب زا باشد.

جریان بارداری، زایمان و روزهای اول زندگی نوزاد برای پدرها موضوع ناشناخته‌ای است و ممکن است در ارتباط با آن گیج شوند و ندانند در آن زمان ها دقیقا چه رفتاری درست است؟ همسرشان در حال تجربه چه احساسی است و نقش خودشان در این اثنا چیست؟

این سردرگمی ممکن است باعث شود تا پدران ترجیح بدهند کناره گیری کنند یا اصلا به اضطراب های خودشان فکر نکنند که این سرکوب در درجه اول باعث اضطراب شدید تری می شود و در درجه دوم باعث می شود ارتباطشان با همسرشان سردتر شود و در درجه سوم در ارتباط با فرزندشان چالش هایی را تجربه کنند.

در این گزارش به راهکارهایی برای غلبه پدران جوان بر این اضطراب ها می پردازیم:

 

**حرف بزنید

خانواده و همسر شما امن ترین منبع برای توضیح احساسات است . بیان احساسات نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه نشان دهنده قدرت و توانایی هیجانی بالای شما است. پس خانم ها بهتر است نیازهای همسر خود را بپرسند و نیازهای خودشان را هم شرح دهند تا در یک محیط شفاف بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند.

برای مثال مادرها از  پدرها بپرسند: «الان حالت چطوره؟ چه چیزهایی از بچه دار شدن تو رو می ترسونه؟ چه چیزهایی از بچه دار شدن تورو خوشحال می کنه؟ چه نیازهایی داری تا پدرها در این زمینه صحبت کنند.»

درست است که اوایل بچه داری مادرها سرشان خیلی شلوغ می شود و علاوه بر مشکلات جسمانی زایمان، می بایست به یک بچه جدید و نوپا هم رسیدگی کنند و ممکن است از همسر غفلت کنند، اما  مادران جوان باید هوشمندانه عمل کنند و حواسشان از همسرشان پرت نشود.

**از برخی هیجانات منفی خجالت نکشید

اگر گاهی احساس می کنید توانایی درک کامل همسر باردارتان را ندارید یا نداشته اید، همسر یا پدر بدی نیستید.این احساس طبیعی است. اگر گاهی دلتان برای روزهای قبل بچه دار شدن که زمان بیشتر و مسئولیت کمتری داشتید، تنگ می‌شود، این احساس هم طبیعی است.

اگر بعد از بچه دار شدن بابت توجه کمتر همسرتان غمگین هستید یا احساس حسادت می کنید، باز هم طبیعی است و در نهایت اگر گاهی نیاز به تنهایی یا وقت گذراندن با دوستانتان را دارید، خودخواه نیستید، این احساس هم کاملا طبیعی است و بابت این احساسات عذاب وجدان نداشته باشید و خودتان را شماتت نکنید.

اما نکته مهم این است که حال با این احساسات چه کار باید بکنید؟

 

در درجه اول این احساسات را ببینید. خودتان را سرزنش نکنید و با خودتان همدلی کنید. از احساستتان با همسرتان صحبت کنید.برخی از این تغییرات نیاز به پذیرش دارند مثل زمان کمتر و مسئولیت بیشتر.

اما می شود احساس منفی اش را با صحبت کردن با همسر و دوستان، استراحت، گذراندن زمان های شخصی برای خودتان و دریافت کمک از خانواده تعدیل کرد تا کم کم با شرایط سازگار شد.

*پدر شدن به این معنا نیست که زندگی شما تعطیل شده است

گاهی اوقات پدر شدن باعث می شود فکر کنید نمی توانید به علایق یا کارهای مورد علایقه سابقتان بپردازید و احساسی شبیه اسارت پیدا می کنید و حتی ممکن است دائما احساس بی حوصلگی کنید و خودتان را کنار بکشید.

این اسارت در خارج از ذهن شما معنایی ندارد یعنی در زندگی واقعی شما همچنان آزادی و انتخاب هایی دارید که می توانید به آنها برسید. هرچند زمان شما به اندازه سابق آزاد نیست اما یادتان باشد هر انتخابی باعث می شود ما چیزهایی را از دست بدهیم و چیزهایی را بدست بیاوریم.

سعی کنید برخی از احساسات مثبت را از طریق ارتباط با فرزندتان بدست بیاورید اما انگیزه ها و علایق خودتان را هم کاملا کنار نگذارید.

 

**اضطراب های مالی

یکی از اضطراب آورترین موقعیت های زندگی یک پدر، موقعیت های مالی جدید است. تلاش کنید تا قبل از به دنیا آمدن فرزندتان درباره مسائل مالی تا حد امکان برنامه ریزی کنید اما اگر وضعیت مالی تان بعد از تولد فرزند دچار نوسان یا تغییر شد، این تغییر را از همسرتان پنهان نکنید، خودخوری نکنید و بابت افول وضعیت مالی احساس شرمندگی نکنید.

شرایط زندگی امروز ما به گونه ای است که دغدغه مالی، نشان دهنده تنبلی یا تلاش و قدرت کم نیست پس با همسرتان درباره شرایط مالی صحبت کنید و ببینید چطور می توانید هزینه ها را بهتر مدیریت کنید و چه راهکارهایی وجود دارد.

در نهایت یادتان باشد که شما به عنوان یک پدر مثل هر فرد دیگری می توانید آسیب پذیر باشید، مضطرب شوید ،  غمگین یا خسته شده و نیاز به استراحت  داشته باشید. به خودتان حق بدهید و در این مسیر تنها نمانید.

سایر اعضای خانواده هم می بایست دیدگاهشان را نسبت به دغدغه ها و احساسات یک پدر تغییر داده و در این مسیر بیشتر با پدرها همدل باشند